امين رويحه

11

درمان با گياهان از نظر طب قديم و جديد با تصاوير گياهان ( فارسى )

آنگاه يك مقدار از پوست خشك درختى را بيرون آورد و آن را با آب جوشانيد و شيرهء آن را گرفت و صاف كرد . سپس چند جرعه از آن را به مركيزه داد . هنگامى كه مركيزه از آن جوشانده مىخورد صورت خود را درهم مىكشيد و مىگفت : اى خدا ! طعم اين دواء چقدر تلخ است ! ! مركيزه پس از خوردن دوا ساكت شد ، در همين موقع بود كه نائب پادشاه صيحهء خطرناكى كرد و بر شيخ گياه‌شناس فرياد زد و گفت : مركيزه مرد ! ! شيخ با كمال خونسردى در جوابش گفت : نه ، اى آقاى من ، اى مركيز ، بلكه به زودى زنده مىشود ، من اطمينان دارم كه زنده خواهد شد ، زيرا من رجلى گياه‌شناس مىباشم ، طولى نمىكشد كه مركيزه بخواب مىرود ، وى تا عصر به هوش نمىآيد ، من برميگردم و يك مقدار ديگرى از اين دواء را به وى مىدهم . اى آقاى من ، اى مركيز ! به زودى خواهى ديد كه زوجه‌ات بعد از چند هفته‌اى صحت خواهد يافت و زيبائى وى بهتر از آنكه قبلا بود باز خواهد گشت . مركيز گفت : اى شيخ ! اميد است كه خدا سخن تو را ثابت و تأئيد نمايد ! شيخ گفت : اى آقاى من ! مطمئن باش ، زيرا اين جوشانده‌اى كه من آن را از پوست بعضى از درختان تهيه نموده‌ام هرگز در شفا دادن و معالجه كردن تب خطا نكرده است . اين پوست‌ها پوست ساق درختى است صحرائى كه در سراشيبى قلهء كوه مىرويد و من اسرار و خواص آن را از مردمان كوه‌نشين آموخته‌ام . مركيز گفت : اين طبيب خصوصى من مىگويد : در بين گياهان خشكيده چيزى نيست كه در معالجه اين مرض مفيد و مؤثر باشد . شيخ گفت : اى مركيز ، اى آقاى من ! خداى توانا بعضى از افراد ساده‌لوح را بقدرى بسوى علم و معرفت هدايت و راهنمائى مىكند كه باذكاوت‌ترين مردم بوسيلهء خواندن درس نمىتوانند به آن مقام برسند و از انواع و اقسام علوم مطلع